? شاخک شمعدانی - عاشقانه ها
X
تبلیغات
رایتل
شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1387

شاخک شمعدانی

 تو ای بی بها شاخک شمعدانی
 که بر زلف معشوق من جا گرقتی
عجب دارم از کوکب طالع تو
که بر فرق خورشید ماوا گرفتی
قدم از بساط گلستان کشیدی
 مکان بر فراز ثریا گرفتی
فلک ساخت پیرایه زلف خودت
 دل خود چو از خکیان واگرفتی
مگر طایر بوستان بهشتی ؟
که جا بر سر شاخ طوبی گرفتی
مگر پنجه مشک سای نسیمی ؟
که گیسوی آن سرو بالا گرفتی
مگر دست اندیشه مایی ای گل ؟
کخ زلفش به عجز و تمنا گرفتی
مگر فتنه بر آتشین روی یاری
 که آتش چو ما در سراپا گرفتی
گرت نیست دل از غم عشق خونین
چرا رنگ خون دل ما گرفتی ؟
بود موی او جای دلهای مسکین
 تو مسکن در آنحلقه بیجا گرفتی
از آن طره پر شکن هان به یک سو
 که بر دیده راه تماشا گرفتی
نه تنها در آن حلقه بویی نداری
که با روی او آبرویی نداری            رهی معیری